دوستی

فی الکافی، عن معمّر بن خلّاد قال: سألتُ أبا الحسن(علیه‌السلام) فقلتُ:
جعلتُ فداک! الرّجل یکون مع القوم فیَجری بینَهم کلامٌ یَمزَحون و یَضحَکون. فقال: لابأسَ ما لم‌یَکن...
معمّر بن خلّاد، که از اصحاب موسی بن جعفر(علیهماالسلام) و ثقه است، می‌گوید: به حضرت عرض کردم: دوستان دور هم می‌نشینند، با یکدیگر مزاح می‌کنند و می‌خندند. این، چطور است؟ این حدیث، قابل توجّه آن آدمهای عبوسی است که خیال می‌کنند خندیدن خلاف مروّت یا خلاف عدالت است، و اخم کردن و در چهرۀ مردم تبسّم نکردن، دلیل قدس و تقوا است. فرمود: ایرادی ندارد تا وقتی...، دنباله‌اش را حضرت ذکر نکردند! احتمال دارد که مخاطب مراد را می‌فهمیده. این شخص می‌گوید: فهمیدم مادامی که بدزبانی و فحش و فضیحت در کار نباشد، مانعی ندارد.

لا اله الا الله

امام صادق عليه السلام فرمودند:
كسى كه وقت رفتن به رختخواب صد بار (لا اله الا الله ) بگويد، خداوند خانه اى در بهشت براى او مى سازد و كسى كه هنگام رفتن به رختخواب صد بار از خداوند آمرزش بخواهد، گناهان او مى ريزد همانگونه كه برگ درخت مى ريزد.

شهادت تسلیت

شهادت امام سجاد (ع)تسلیت



حضرت سجاد ( ع )
 نام معصوم ششم علی ( ع ) است . وی فرزند حسين بن علی بن ابيطالب ( ع ) و ملقب به "سجاد" و "زين العابدين " مي باشد . امام سجاد در سال 38هجری در مدينه ولادت يافت . حضرت سجاد در واقعه جانگداز کربلا حضور داشت ولی به علت بيماری و تب شديد از آن حادثه جان به سلامت برد ، زيرا جهاد از بيمار برداشته شده است و پدر بزرگوارش - با همه علاقه ای که فرزندش به شرکت در آن واقعه داشت - به او اجازه جنگ کردن نداد . مصلحت الهی اين بود که آن رشته گسيخته نشود و امام سجاد وارث آن رسالت بزرگ ، يعنی امامت و ولايت گردد . اين بيماری موقت چند روزی بيش ادامه نيافت و پس از آن حضرت زين العابدين 35سال عمر کرد که تمام آن مدت به مبارزه و خدمت به خلق و عبادت و مناجات با حق سپری شد . سن شريف حضرت سجاد ( ع ) را در روز دهم محرم سال 61هجری که بنا به وصيت پدر و امر خدا و رسول خدا ( ص ) به امامت رسيد ، به اختلاف روايات در حدود 24 سال نوشته اند . مادر حضرت سجاد بنا بر مشهور "شهربانو" دختر يزدگرد ساسانی بوده است . آنچه در حادثه کربلا بدان نياز بود ، بهره برداری از اين قيام و حماسه بی نظير و نشر پيام شهادت حسين ( ع ) بود ، که حضرت سجاد ( ع ) در ضمن اسارت با عمه اش زينب ( ع ) آن را با شجاعت و شهامت و قدرت بی نظير در جهان آن رو فرياد کردند . فريادی که طنين آن قرنهاست باقی مانده و - برای هميشه - جاودان خواهد ماند . واقعه کربلا با همه ابعاد عظيم و بی مانندش پر از شور حماسی و وفا و صفا و ايمان خالص در عصر روز عاشورا ظاهرا به پايان آمد ، اما مأموريت حضرت سجاد ( ع ) و زينب کبری ( س ) از آن زمان آغاز شد . اهل بيت اسير را از قتلگاه عشق و راهيان به سوی "الله " و از کنار نعشهای پاره پاره به خون خفته جدا کردند . حضرت سجاد ( ع ) را در حال بيماری بر شتری بی هودج سوار کردند و دو پای حضرتش را از زير شکم آن حيوان به زنجير بستند . ساير اسيران را نيز بر شتران سوار کرده ، روانه کوفه نمودند . کوفه ای که در زير سنگينی و خفقان حاکم بر آن بهت زده بر جای مانده بود و جرأت نفس کشيدن نداشت ، زيرا ابن زياد دستور داده بود رؤسای قبايل مختلف را به زندان اندازند و مردم را گفته بود بدون اسلحه از خانه ها خارج شوند . در چنين حالتی دستور داد سرهای مقدس شهدا را بين سرکردگان قبايلی که در کربلا بودند تقسيم و سر امام شهيد حضرت ابا عبد الله الحسين را در جلو کاروان حمل کنند . بدين صورت کاروان را وارد شهر کوفه نمودند . عبيد الله زياد مي خواست وحشتی در مردم ايجاد کند و اين فتح نمايان خود را به چشم مردم آورد . با اين تدبيرهای امنيتی چه شد که نتوانستند جلو بيانات آتشين و پيام کوبنده زن پولادين تاريخ حضرت زينب ( س ) را بگيرند ؟ گويی مردم کوفه تازه از خواب بيدار شده و دريافته اند که اين اسيران ، اولاد علی ( ع ) و فرزندان پيغمبر اسلام ( ص ) مي باشند که مردانشان در کربلا نزديک کوفه به شمشير بيداد کشته شده اند . همهمه از مردم برخاست و کم کم تبديل به گريه شد . حضرت سجاد ( ع ) در حال اسارت و خستگی و بيماری به مردم نگريست و فرمود : اينان بر ما مي گريند ؟ پس عزيزان ما را چه کسی کشته است ؟ زينب خواهر حسين ( ع ) مردم را امر به سکوت کرد و پس از حمد و ثنای خداوند متعال و درود بر پيامبر گرانقدرش ، حضرت محمد ( ص ) فرمود : "... ای اهل کوفه ، ای حيلت گران و مکرانديشان و غداران ، هرگز اين گريه های شما را سکون مباد . مثل شما ، مثل زنی است که از بامداد تا شام رشته خويش مي تابيد و از شام تا صبح به دست خود بازمي گشاد . هشدار که بنای ايمان بر مکر و نيرنگ نهاده ايد ..." . سپس حضرت زينب ( ع ) مردم کوفه را سخت ملامت فرمود و گفت : "همانا دامان شخصيت خود را با عاری و ننگی بزرگ آلود کرديد که هرگز تا قيامت اين آلودگی را از خود نتوانيد دور کرد . خواری و ذلت بر شما باد . مگر نمي دانيد کدام جگرگوشه از رسول الله ( ص ) را بشکافتيد ، و چه عهد و پيمان که بشکستيد ، و بزرگان عترت و آزادگان ذريه او را به اسيری برديد ، و خون پاک او به ناحق ريختيد ..." . مردم کوفه آنچنان ساکت و آرام شدند که گويی مرغ بر سر آنها نشسته ! سخنان کوبنده زينب ( ع ) که گويا از حلقوم پاک علی ( ع ) خارج مي شد ، مردم بی وفای کوفه را دچار بهت و حيرت کرد . شگفتا اين صدای علی ( ع ) است که گويا در فضای کوفه طنين انداز است ... . امام سجاد ( ع ) عمه اش را امر به سکوت فرمود . ابن زياد دستور داد امام سجاد ( ع ) و زينب کبری و ساير اسيران را به مجلس وی آوردند ، و در آن جا جسارت را نسبت به سر مقدس حسين ( ع ) و اسيران کربلا به حد اعلا رسانيد ، و آنچه در چنته دناءت و رذالت داشت نشان داد ، و آنچه لازمه پستی ذاتش بود آشکار نمود ..... ادامه مطلب
ادامه نوشته

کشته شد نوگل زهرا به شمشیر و سنین

بزرگوارى و گذشت و اهميّت صلح

طبق آنچه تاريخ ‌نويسان آورده اند:
در دوران كودكى ، روزى بين امام حسين عليه السّلام و برادرش ، محمّد حنفيّه مشاجره و نزاعى به وجود آمد؛ و محمّد حنفيّه به سوى منزل خود رهسپار گشت ، نامه اى به اين مضمون - پس از حمد و ثناى الهى - براى امام حسين عليه السّلام نوشت و فرستاد:
اى برادر، حسين ! به قدرى شرافت و منزلت تو بسيار است كه من به آن مرحله نخواهم رسيد.
فضل و بزرگوارى تو را من هرگز درك نخواهم كرد؛ ولى پدر من و تو، علىّ عليه السّلام است كه هيچ كدام ما بر او فضيلت و برترى نداريم .
و امّا مادر من از بنى حنفيّه و مادر تو فاطمه ، دختر رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله ، مى باشد كه چنانچه تمامى موجودات روى زمين پر از مثل مادر من باشد، هرگز به مقام و منزلت مادر تو دست نخواهند يافت .
برادرم ! چنانچه نامه مرا خواندى ، لباس و كفش خود را بپوش و به نزد من بيا و مرا راضى گردان ؛ و مواظب باش كه من در يك چنين فضيلتى بر تو سبقت نگيرم كه تو در آن سزاوارترى .
وقتى كه نامه به دست امام حسين عليه السّلام رسيد و آن را قرائت نمود، با سرعت به سوى برادرش حركت كرد و او را از خويش راضى و خوشحال گرداند.(1)
همچنين مرحوم فيض كاشانى در كتاب خود آورده است :
در دوران كودكى حَسَنَين عليهماالسّلام ، بين آن دو نزاعى واقع شد، يكى از اصحاب از اين جريان اطّلاع يافت ، به حسين عليه السّلام پيشنهاد داد كه برادرت از تو بزرگ تر مى باشد و سزوار است تو بر او وارد شوى و صلح نمائيد.
حسين عليه السّلام فرمود: از جدّم رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله ، شنيدم كه فرمود: چنانچه بين دو نفر نزاعى واقع شود؛ و يك نفر از ايشان در رضايت خواهى و صلح پيشقدم گردد، همانا او قبل از ديگرى وارد بهشت خواهد شد.
و سپس افزود: و من دوست ندارم كه در اين امر از برادر بزرگترم سبقت گيرم ؛ و چون اين خبر به برادرش ، امام حسن عليه السّلام رسيد سريع نزد وى آمد.(2)

===========
1)بحارالا نوار: ج 44، ص 191، حياة الا مام الحسين عليه السّلام : ص 125.
2)محجّة البيضاء: ج 4، ص

آه


آه از آن ساعت كه سبط مصطفي

گشت وارد بر زمين كربلا

پس به ياران كرد روی سلطان دين

كاي هوا داران مقام ماست اين

بار بگشائيد خوش منزلگه است

تا به جنت زين اندك رهی است

بار بگشایید که اینجا کربلاست

آب و خاکش با دلها آشناست

با زبگشائيد كاينجا از جفا

ام ليلا گردد از اكبر جدا

باز بگشائيد كاينجا بيدرنگ

برگلوي اصغرم آیِد خدنگ
بار بگشائيد كه اينجا از عذاب

ميشود لبها كبود از قحط آب

اندر اينجا از جفاي اشقيا

دست عباسم شود از تن جدا

اندر اينجا من به جسم چاك چاك

اوفتم از صدر زين بر روي خاك

من تکو تنها و دشمن صد هزار

پيكرم مجروح و زخمم بي شمار

اوزكين خنجر نهد بر خنجرم

تشنه لب از تن جدا سازد سرم

دردم آخر زراه كين سنان

پهلويم بشكافد از نوك سنان

شمربنشيند برروي سينه ام

بشكند آئينه بي كينه ام

لینک دانلود :
http://www.4shared.com/music/6pkr1gCb/___.html

یا زینب (س)

یا حسین

دنیا

امام حسین عليه السّلام : 
عِباداللّهِ لاتَشْتَغِلُوا بِالدُّنْيا، فَإ نَّ الْقَبْرَ بَيْتُ الْعَمَلِ، فَاعْمَلُوا وَلاتَغْعُلُوا.(71)

فرمود: اى بندگان خدا، خود را مشغول و سرگرم دنيا - و تجمّلات آن - قرار ندهيد كه همانا قبر، خانه اى است كه تنها عمل - صالح - در آن مفيد و نجات بخش مى باشد، پس مواظب باشيد كه غفلت نكنيد.

محرم اومداااااا

آمد محرم ماه غم هنگام افغان و الم

شد کشته تیغ ستم بر سینه صحرا حسین

سنگر به سنگر رو به رو منزل به منزل کو به کو

دارم حکایت مو به مو از حر بی همتا حسین

از بند تن یک سر رها فیض دو عالم خون بها

سر داده هر دم این ندا با جمله اعضا حسین

اینجاست منزلگاه ما آزادگی شد راه ما

دست خدا همراه ما دین را کند احیا حسین

من زاده پیغمبرم فرزند پاک حیدرم

صد چاک اگر شد پیکرم چون کوه پابرجا حسین

اکنون شما ای کوفیان بربسته قتلم را میان

هشدار می گویم عیان هی هات ذله را را حسین

هنگامه ای بر پا کنم عالم پر از غوغا کنم

تا نور حق پیدا کنم ببریده از دنیا حسین

گر زنده دین مصطفی گردد به سیل خون ما

شمشیر هارا گو بیا ایستاده بی پروا حسین

دشمن هزاران در کمین هم در یسار و هم یمین

با نام رب العالمین زد بر صف اعدا حسین

اینجاست منزلگاه ما آزادگی شد راه ما

دست خدا همراه ما دین را کند احیا حسین

من زاده پیغمبرم فرزند پاک حیدرم

صد چاک اگر شد پیکرم چون کوه پابرجا حسین

آدرس دانلود نوحه:

http://s3.picofile.com/file/7548855913/Mirshekari_amad_moharram_www_matamdaran_ir_.mp3.html


p class=

اولین بارون

بار بارونی ....

شار شارونی ......

الله تو بزن بارون 

سی مای عیال وارون